close
تبلیغات در اینترنت
رستوران

درحال بارگذاری ....
به مد روز خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : رستوران

رستوران

تاریخ ارسال پست:
شنبه 21 مرداد 1391
نویسنده:
محمد
تعداد بازدید:
329

دختر و پسر جواني در رستوراني نشسته بودند

دختر با همان لقمه ی اول فلفلی خورد و اشکش درآمد.
پسر گفت چی شد؟ چرا گریه می کنی؟
او از شیطنت نگفت فلفل تند بوده تا دوستش نیز گر بگیرد

 گفت : هیچی... یاد داداشم افتادم که اعدامش کردن.

پسر همدردی کرد و او هم لقمه ای با فلفل در دهان گذاشت و اشک او هم در آمد.
دختر بهش گفت چی شد؟ تو چرا گریه می کنی؟
پسرك گفت : گریه ام گرفته که چرا بجای داداشت، احمقی دروغگو مثل تو رو اعدام نکردن!!

پ.ن:اين دخترا خيلي زرنگن!!

پ.ن:ولي پسرا باهوش ترن!!!

پ.ن:هميشه پاي يك  فلفل در ميان است

پ.ن:خوشت مياد ؟؟!!!تموم شد برو ديگه

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی