close
تبلیغات در اینترنت
خاطرها

درحال بارگذاری ....
به مد روز خوش آمدید.وارد یا عضو شوید کاربرگرامی شما اکنون در مسیر زیر قرار دارید : خاطرها

خاطرها

تاریخ ارسال پست:
پنجشنبه 16 آذر 1391
نویسنده:
mostafa
تعداد بازدید:
211

یه روز صبح زود در خونه زده شد من رفتم باز کردم دیدم یه گدایی داره بر و بر منو نگاه می‌کنه.
آقا ما هم به شدت نیاز به خواب داشتیم گفتم چی می‌خوای صبح به این زودی، پول بدم بری دود کنی.
گدا هم با نگاه فیلسوفانه ای گفت تو طرز فکرت اشتباهه !!!!!!!!!!!!
گفتم برو جون مادرت بزار بخوابم
گداهه فکر کنم با سقراط نسبتی داشت! بکوب لایکه رو

.

.

آآآآآآآقاااااااااا من اومدم یه اعتراف کنم و برم
روز اول که دانشگاه کلاس داشتم دیر رسیدم بدو بدو رفتم تو سالن دانشگاه
از یکی از دانشجوهای ترم بالایی پرسیدم خیلی وقته زنگ خورده ؟
سالن رفت رو هوا
و من انروز نفهمیدم کجای حرفم خنده داشت

.

.

تو کلاسمون یه پسره بود خیلی نمک بود.همشم سرکلاسا خواب بود.
یه بار سرکلاس یه پسر عینکی رفته بود جلوی جلو نشسته بود مثل علم.خمم نمی‌شد.ماهم که اون پشت نمی‌دیدیم.استاده هم که باما لج.
هی بهش می‌گفتیم مهندس-آغا -هوی خم شو. یه ذره صندیلیتو جابه جا کن خودشو زده بود به کری.
یهوویی این نمک کلاس و اکیپ از خواب بلند شد و گفت هووو اون عینکو بردار بزن به گوشت بشنو ما چی می‌گیم.!!!!!
پسر عینکی:-o
نمک کلاسمون:d
ما:))
شانس آوردیم استاد از کلاس ننداختمون بیرون.

.

.

یه کاری داشتیم، ماشین دامادمون رو گرفتم تا با دوستم بریم انجامش بدیم.
سویچو داد و گفت: فقط حواست باشه سو بالای چراغش خرابه!:)
دوستم میگه ببین چقدر ماشینش ردیف و سرحاله که تنها مورد قابل ذکر، سو بالای چراغشه .. ایول!
نشستیم تو ماشین.. چشمتون روز بد نبینه، ماشین به صورت خودمختار حرکت می‌کرد هیچ فرمون کوفتیش ۱۲۰ درجه هرز می‌رفت! به جونیم قسم دنده ش خودبخود خلاص میشد..:| ما هم یاد حرف دومادمون افتادیم که با چه اعتماد به نفسی از خرابی سو بالای چراغش میگفت، خندمون گرفته بود. از اونطرف رفیقم ترسیده بود هی می‌گفت الان به کشتنمون میدی! این چه لگنیه آخه؟ جونمو که از سر راه نیاوردم… گفتم حرف نزن بدبخت! بنده ی خدا هنوز ترمزشو امتحان نکردیم
هیچی دیگه تو راه فقط زیرلب میگف یا ابلفظل یا جد سید مراد . یا شاه مختار عکس خاطرات خنده دار جدید
آخرم یادمون رف کجا میخواستیم بررررریم عکس خاطرات خنده دار جدید

.

.

این هفته تو دانشگاه بودم گوشی یکی از بچه‌ها زنگ خورد . استادمون هم که خانم بود گفت از این به بعد برای هرکی اس بیاد یا زنگ بخوره جلسه بعد با شیرینی میاد سر کلاس.
به افتخار همچین استادای باحال بزن لایکو
عکس خاطرات خنده دار جدید )))))))))))))))))

.

.

یادش بخیر تو دبیرستان بعد از زنگ تفریح زود میرفتیم سر کلاس چند نفر جمع میشدیم جلو پنجره کوله ی بچه‌هارو مینداختیم تو حیاط پشتی تا برن بیارن معلم میومد سر کلاس بعدش تا میومدن تو کلاس از معلم حرف میخوردن

.

.

تو باشگاه با حریف تمرینی داشتم کار میکردم مشت تو شیکم هم میزدیم
نا قافل یه مشت از زیر دستش برم گذاشتم بالای شکمش اونم نتونست خودشو نگه داره یه دونه ازش در رفت صداش باشگاهو برداشت. منم از خنده کف سالن ………….
استاد عکس خاطرات خنده دار جدید )))))))))))))))
بچه‌ها عکس خاطرات خنده دار جدید ))))))))))))))))))))))))
حریف تمرینی:((((((((((((
من همچنان عکس خاطرات خنده دار جدید ))))))))))))))))))))))
مخترع سبک کیوکوشین عکس خاطرات خنده دار جدید
جکی چان عکس خاطرات خنده دار جدید

.

.

شما یادتون نمیاد، یه برنامه بود به اسم بچه‌هااااا مواظبببببب باشییییییددددد (مثلا صداش قرار بود طنین وحشتناکی داشته باشه! بعد همیشه یه بلاهایی که سر بچه‌ها اومده بود رو نشون میداد، من هنوز وحشت چرخ گوشت تو دلمه. یه گوله ی آتیش کارتونی هم بود که هی این طرف اون طرف میپرید و میگفت:
آتیش آتیشم، آتیش آتیشم، اینجا رو آتیششش میزنم، اونجا رو آتیششش میزنم، همه جا رو آتیششش میزنم
شما یادتون نمیاد: من کارم، مــــــــــَن کارم. بازو و نیرو دارم، هر چیزی رو میسازم، از تنبلی بیزارم، از تنبلی بیزارم. بعد اون یکی میگفت: اسم من، اندیشه ه ه ه ه ه، به کار میگم همیشه، بی کار و بی اندیشه، چیزی درست نمیشه، چیزی درست نمیشه
شما یادتون نمیاد خط کشهائی که محکم می‌زدیم رو مچ دستمون دستبند می‌شد
شماها یادتون نمیاد بازهم گل کریم باقری ابران ۱۷ مالدیو صفر
کارد بخوره تو اون شیکم ، بیبین چقدر دارم میگم… / بازم مدرسم دیر شد حالا میگی چیکار کنم؟ / خونه ی مادر بزرگه هزار تا قصه داره / علی کوچولو این مرد کوچک ، خونشون در داره در خونشون کلون داره ../ آقای هدایتی .. / و… خاطرات جالبی بود و همیشه خواهد بود

.

.

شما یادتون نمیاد، قدیما تلویزیون که کنترل نداشت، یکی مجبور بود پایین تلویزیون بخوابه با پاش کانالها رو عوض کنه
شما یادتون نمیاد، وقتی سر کلاس حوصله درس رو نداشتیم، الکی مداد رو بهانه میکردیم بلند میشدیم میرفتیم گوشه کلاس دم سطل آشغال که بتراشیم
شما یادتون نمیاد، تیتراژ شروع برنامه کودک: اون بچه هه که دستشو میذاشت پشتش و ناراحت بود و هی راه میرفت، یه دفعه پرده کنار میرفت و مینوشت برنامه کودک و نوجوان با آهنگ وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وَََََگ، وگ وگ وگ وگ، وگ…
شما یادتون نمیاد که کانال‌های تلویزیون دو تا بیشتر نبود، کانال یک و کانال دو
شما یادتون نمیاد، گوشه پایین ورقه‌های دفتر مشقمون، نقاشی می‌کشیدیم. بعد تند برگ میزدیم میشد انیمیشن
شما یادتون نمیاد، برگه‌های امتحانی بزرگی که سر برگشون آبی رنگ بود و بالای صفحه یه “برگه امتحان” گنده نوشته بودن
ای فدای دهه شصت

.

.

جشم تولد پسر عموم بود.من نشسته بودم اونم یکی دو متری ازم فاصله داشت من براش یه شوکول پرتاب کردم اون پرید با دهنش گرفت همه گفتن شانسی بوده و از این حرفا بعد پسر عموم برا اینکه ثابت کنه شانسی نبوده گقت یکی دیگه براش بندازم تو پرانتز بگم پسر عموم پاش جوراب بود و کف خونه هم سرامیک بود بعد من یه شوکول دیگه براش پرتاب کردم این بیچاره رفت بگیره یهو یه پاش رفت هوا با کمر خورد تو سرامیک.
خلاصه بعدش جشن تولد تعطیل شد بردیمش تو اتاق دراز بکشه خدایی کمر براش نموند.
اما برا همه حتی خود پسر عموم اثبات شد که دفعه اول شانسی تونسته شوکولو بگیره.

.

.

یه دوسدختر باجنبه هم نداریم بهمون اس بده بگه:
تو منو دوس داری؟؟؟؟
ماهم بگیم:نه
بعد اس بده عکس خاطرات خنده دار جدید ((
بعد منم بگم خوب نفسم من عاشقتم دوست ندارم که!!!!
الان دوسدخترم بگه تو منو دوس داری؟؟؟بگم نه تا یه هفته گوشیشو خاموش میکنه.
دخترای الان اعصاب ندارن که!!!!!!

کلمات کلیدی

طالب خنده دار،جک،لطیفه،مطالبه طنز،مطالب عاشقانه،شعر عاشقانه،عکس،برنامه،جک91،مطالب خنده دار91 X مطالب خنده دار،جک،لطیفه،مطالبه طنز،مطالب عاشقانه،شعر عاشقانه،عکس،برنامه،جک91،مطالب خنده دار،برنامه،اموزش،عکس عاشقانه،شعرعاشقانه

مطالب مرتبط
نظرات این مطلب
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتی